به آن صدای بهشتی معرکه که تو داری
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 5:11
بعضی وقتا حس می کنم یه زندونی تو یه جعبه ی سیاه خیلی کوچیکممچاله شدم تو خودم .وتو داری از محفظه های کوچیک جعبه نگام می کنیو جلوی هر کوچیکترین نوری رو گرفتیشاید واسه همین چشات شده ماه و خورشید و ستارم.لا یمکن الفرار من حکومتک. صفحه نخستپست الکترونیکآرشیو وبلاگعناوین مطالب وبلاگنوشته های پیشین بهمن ۱۳...
حالا الان شده ورد همه زبونا،ایش
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 5:11
من ترجیح میدادم آقای جدیدی برای خودمون بمونه اما خدا جور دیگری میخواستبه هرحال اون موقع که هیشکی نمیشناختش من داشتم براش کف و خون بالا میاوردم:))+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:1 توسط آ | Let's block ads! (Why?)
دارن میان دنبالم بریم بیرون:))
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 0:50
ازینکه کسی بیاد دنبالم بریم بیرون واقعا خوشم میاد.از بیرون رفتن کلا خوشم میادا،ولی ازینکه بیان دنبالم دیگه خیلی خوشم میاد:)))اگه ماشین گرفتم قول میدم در حد توانم برم دنبال ادمها و بریم بیرون مخصوصا این بچه مچه ترا.اگه ننه باباهاشون گذاشتن.برچسبها: من+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ساعت 19...
تبریک میگم آقای جدیدی تبریک
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 0:50
وااااای دیدید؟؟؟؟؟آقا جدیدیییییی سییییمررررغ گرففففت خدایا پاشید یک دقیقه تموم براش دستتت بزنییید+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ساعت 22:43 توسط آ | Let's block ads! (Why?)
همه نظرش درباره اقای جدیدی=))))
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 0:50
- من اصن اون جشنواره ای که این ککه بشه بهترین بازیگرو قبول ندارم برچسبها: دیالوگ+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ساعت 23:30 توسط آ | Let's block ads! (Why?)
هرکی یه جوری بار میاد،مام اینجوری
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 0:00
وقتی پگاهو در تولد رفتن با خودم مقایسه میکنم واقعا خندم میگیره:)))در راحت ترین و کول ترین وضعیت میره،هر سری کلی رفیق در داف پیدا میکنه همه عاشقش میشن کلیم عشق میکنه برمیگرده حتی اگه تاحالا هیچکسو اونجا ندیده باشه و همه رو برای بار اول دیده باشه،بعد من هر وقت میرفتم تولدی که از بچه های مدرسه نبود،مثل...
و زندگی چمدانش را جمع کرد که به دنبال او برود
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 0:00
بعضی وقتا حس می کنم یه زندونی تو یه جعبه ی سیاه خیلی کوچیکممچاله شدم تو خودم .وتو داری از محفظه های کوچیک جعبه نگام می کنیو جلوی هر کوچیکترین نوری رو گرفتیشاید واسه همین چشات شده ماه و خورشید و ستارم.لا یمکن الفرار من حکومتک. صفحه نخستپست الکترونیکآرشیو وبلاگعناوین مطالب وبلاگنوشته های پیشین بهمن ۱۳...
حرف حق جواب نداره
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 0:00
بعضی وقتا حس می کنم یه زندونی تو یه جعبه ی سیاه خیلی کوچیکممچاله شدم تو خودم .وتو داری از محفظه های کوچیک جعبه نگام می کنیو جلوی هر کوچیکترین نوری رو گرفتیشاید واسه همین چشات شده ماه و خورشید و ستارم.لا یمکن الفرار من حکومتک. صفحه نخستپست الکترونیکآرشیو وبلاگعناوین مطالب وبلاگنوشته های پیشین بهمن ۱۳...
نفرت.
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 0:00
بعضی وقتا حس می کنم یه زندونی تو یه جعبه ی سیاه خیلی کوچیکممچاله شدم تو خودم .وتو داری از محفظه های کوچیک جعبه نگام می کنیو جلوی هر کوچیکترین نوری رو گرفتیشاید واسه همین چشات شده ماه و خورشید و ستارم.لا یمکن الفرار من حکومتک. صفحه نخستپست الکترونیکآرشیو وبلاگعناوین مطالب وبلاگنوشته های پیشین بهمن ۱۳...
هرجا وسطش فکرت طولانی شد،صبر کن
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 14:35
نه تنها حال و حوصله و فکر،بلکه جسارتم رو برای نوشتن از دست دادم.به سینما علاقه دارم.به بودن پشت سینما،پشت دوربینش.یک لحظه چشمم افتاد توی آینه و از خودم ناامید شدم.چرا به چیزهای کوچیک اجازه میدیم حالمونو بد کنن؟یک نفر میومد من رو ببره "استرا"خوشحال میشدم.رفتم حموم،سرماخورده و تب دار،زیر آب داغ،حس کرد...
بی تعصب،واقع گرایانه
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:00
کلی کتاب میخونیم فیلم میبینیم اهنگای خفن خفن گوش میدیم هارمونیکا و ویولونسل میزنیم عربی و اسپانیایی یاد میگیریم میرقصیم میچرخیم میبوسیم همو محکم زیر بارون کنار دیوار دم ستاد امر به معروف و نهی از منکر . میخوابیم رو تخت یه نفره دو نفره رو زمین فرقی نداره که. نوشابه میخوریم مینویسیم بلن بلن میخندیم می
دستم رو ب آسمون خشک شد
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
کلی کتاب میخونیم فیلم میبینیم اهنگای خفن خفن گوش میدیم هارمونیکا و ویولونسل میزنیم عربی و اسپانیایی یاد میگیریم میرقصیم میچرخیم میبوسیم همو محکم زیر بارون کنار دیوار دم ستاد امر به معروف و نهی از منکر . میخوابیم رو تخت یه نفره دو نفره رو زمین فرقی نداره که. نوشابه میخوریم مینویسیم بلن بلن میخندیم می
نا امیدی باتلاقه
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
خودم حالم داره از درست میشه و درستش میکنم و جبران میشه بهم میخورهبرچسبها: حالم بهم میخوره+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:14 توسط آ |
وقتی دو شیفت میاد.
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 21:55
کلی کتاب میخونیم فیلم میبینیم اهنگای خفن خفن گوش میدیم هارمونیکا و ویولونسل میزنیم عربی و اسپانیایی یاد میگیریم میرقصیم میچرخیم میبوسیم همو محکم زیر بارون کنار دیوار دم ستاد امر به معروف و نهی از منکر . میخوابیم رو تخت یه نفره دو نفره رو زمین فرقی نداره که. نوشابه میخوریم مینویسیم بلن بلن میخندیم می
من ازون ادماییم ک جذبت میشم ولی نچسب نیستم =)))
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
فقط یه نفر هست که بودن خالیش دوز شادیمو تا حد مرزهای کون آسمون بالا میبره و اون کسیه ک حتی وقتی میدونم قراره برم وبلاگش و چه پستی ببینم باز میرم و اون کسی نیست جز همسر آقا هنری زلزله، فرانکی یا همون پگاه =)))) برچسبها: پگاه+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:4 توسط آ |
فیلینگ غالب
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
کلی کتاب میخونیم فیلم میبینیم اهنگای خفن خفن گوش میدیم هارمونیکا و ویولونسل میزنیم عربی و اسپانیایی یاد میگیریم میرقصیم میچرخیم میبوسیم همو محکم زیر بارون کنار دیوار دم ستاد امر به معروف و نهی از منکر . میخوابیم رو تخت یه نفره دو نفره رو زمین فرقی نداره که. نوشابه میخوریم مینویسیم بلن بلن میخندیم می
مثل اعتماد،مثل حساب کردن
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
میدونی من از از دست دادن معانی یه سری مفهوم پیش خودم میترسم. رو واژه ها و مفاهیم خیلی گیر و قفلیم . دوس ندارم انقدر زود خودشونو پیشم ببازن . ولی خب . کلا همه چی برام زود و سریع اتفاق میوفته . اصلا زمان حل کردنشو بهم نمیده. فقط اتفاق میوفته،میشه و میرهبرچسبها: واژه ها+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶س...
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش:***
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
هواشو و هوای دلشو و هوای حالشو داشته باش خداخوشگله آروم و قرار بده بهش لطفا صبر و تحمل زیاد جوری که حتی یه تیکه ام از کوه تنش کم نشه . برچسبها: خدا خوشگله, خواننده ی محبوب+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 10:8 توسط آ |
که آمادگیشو داشته باشم.بات میبی ایتز نات د رایت وی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
دارم خودمو شکنجه میدم . پشت بند هر حرف و روز قشنگ، میشینم خانوم ناظم وارانه به خودم میگم اینا همش حرفه، شما با بقیه هیچ فرقی ندارین،نمیشه،تموم میشه،انتظارشو داشته باش،چند سال چیه حتی چند ماه دیگه این خبرا نیست،سرد میشه،خسته میشه،ولت میکنه اند لاب لاب لاب . برچسبها: واگویه+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ...
ببخشید باید میگفتمش =)))
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 0:29
خیلی رمان زرد طور و بچگانه و شرم آور همیشه دوست داشتم ب یکی بگم میخوام موهامو کوتا کنم و بگه غلط میکنی ک خب شد =)))))))برچسبها: کول+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:42 توسط آ |